3
رگ از زندگي پرسيد : " اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم ؟! " زندگي لبخندي زد و گفت : " دروغ هايي كه در من نهفته است و حقيقت هايي كه تو در وجودت داري.
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگها را ميبينيم، و سختها را ميخواهيم، غافل از اين كه خوبها آسان ميآيند، بيرنگ ميمانند و بيصدا ميروند
.
بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد .
با
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 16:59  توسط علوی
|
